نت 1:
این ساختمونه را ببین ...فا فا ....ببین چقدر زشته !
کو ؟
ایناها ،این طرف ................ترمز خفن ...........مردیم ؟
نه زنده ایم ،از دسته تو !اینجا ایران زمینه آ...یادت رفته ؟اگه می زد ... چقدر تغییر کرده ،اون وقتا تا وارد می شدیم مجبور بودیم کورس بزاریم ،ولی حالا ... نگاه کن ترافیک !
فقط می تونه یه تصادف باشه .
نه نگاه کن پلیسا رو ... آآآآآآآآآ !!!
-پلیسه یه ماشینو نگه داشته بود سر بریدگی! پسره را آورد بیرون و انداختش و دست بند زد بهش – عین فیلما !
فا فا .........گرفتش!ب ه نظرت چی کارکرده ،حتما یه چیزی تو ماشینش داشته ...
سر هر کوچه یه مامور ایستاده ،ما رو ببین اومدیم ایران زمین !پس این صدای ترمز ها از کجا میاد ؟یه دور دیگه بزنیم؟
وای مانی ،از بس این خیابونا را چرخیدیم حالم تهوعه،نریم !
بوووووق...مردک برو دیگه وسط خیابون ایستادی .
چی کارش داری آخه ؟دخترا را ببین... تو بودی وا نمیستادی؟حق بده !!
آره خوب من ندیدم ،تو راست میگی !
بوووووووق ...این دیگه چرا ایستاد ؟
وای فافا نگاه کن چه دختر خوشگلی ،بیا سوارش کنیم !از دست می دی آ!
واین شد که گاز داده و به سرعت به سمت خانه حرکت کرده و نه خانه که سر کوچه منو انداخت پائین و رفت ،نه ....هنوز نرفته داره قر می زنه ...
خواهشن برو مبایلتو وصل کن ...بعضی حرفا را اگه نگم تو گلوم می مونه ،بری آ...
جوابتو می دم آ ...لا موجود ....مانی !بر وزن انگلیسی پول !!!
نت 2:
خیلی طول کشید که خودمو راضی کنم برم تو رختخواب «حالا زود بخواب،بقیه اش فردا صبح» .
تازه کلی طول کشید تا به مرحله ای برسم که پلک سنگین می شه و سیاهی چشم کنترلشو از دست می ده و گم می شه ،مژه ها تکون نمی خورن و سفیدی چشم سفت میشه ....یه لکه سرخ رد میشه ...لبا تکون نمی خوره و کرخ میشه و در نهایت دستها از دو طرف رها .....حتی نور چراغی که مری روشن گذاشته نمی تونه کاری کنه ...فقط...
یه صدایی :مانی ،مانی !خوابی ...
(نامرد ،آدم می خوابه که چشماشو می بنده دیگه ،کلی زحمت کشیده بودم !)
کاری داری ؟
یادم بنداز فردا برات بگم رئیس جمهور فرانسه چی کار کرده !!!
واااااااااااااااااااااااااااااااااای ،همین ؟یادت بندازم ؟خوب الان بگو .
نه الان خوابی ،فردا،فقط یادم بندازی آ....!!!!
هیچ وقت فکرشو هم نمی کردم اینقدر رئیس جمهور فرانسه را ....
|